X
تبلیغات
Lilypie First Birthday tickers شیرین ترین نعمت خدا آرتین من

دیروز جواب آزمایش های خودم و همسرم رو پیش دکتر بردم. بنظر دکترم  هر دوی ما کاملاً سالم هستیم و هیچ مشکلی وجود نداره. ولی بنظر خودم حتماً دلیلی هست که من دوبار س ق ط داشتم. خانم دکتر فقط اسید فولیک تجویز کردند . بنظر ایشون میتونم بعد 2 تا 3 ماه دوباره باردار شوم چون جنین نتونسته از من تغذیه کنه و بدنم رو ضعیف کنه. البته قبل اقدام باید برم پیششون و آسپرین بخورم. با حرف های این دکتر اصلاً قانع نشدم. بعد بیرون اومدن از مطب با دکتر یکی از فامیا هام که اونم یک مورد ح  ا م ل گ ی پوچ داشت تماس گرفتم و وقت خواستم . خوشبختانه منشی گفنت خلوته و میتونی بیای. همه آزمایش ها رو دکتر دید و اونم گفت هیچ مشکلی وجود نداره و بعد 2-3 ماه میتونم دوباره اقدام کنم ولی قبلش باید یک سری داروی تقویتی ؟؟؟ (نفهمیدم منظورش چی بود) بخورم. ایشون هم مولتی دیلی و اسید فولیک تجویز کردند.

ولی اگه راستش رو بخواهید بازم قانع نشدم . هر چیزی یه علتی داره و بنظر من این مشکل نمیتونه بدون علت باشه.  برای روز چهارشنبه 2 مرداد از دکتر ا م  ی ر ی وقت گرفتم. ظاهراً پزشک حاذق و با سابقه ای هستند. اگه از این دکتر هم نتیجه نگیرم دو سه تا دکتر دیگه سراغ دارم باید به اونها هم سر بزنم واگه جواب قانع کننده نگیرم میخوام به تهران برم.

من همه آزمایش های عفونی مثل تو کسوپلاسما، سرخچه، ایدز، هپاتیت، فسفولیپید، کاردیو لیپین و آزمایشات هورمونی رو رفتم. البته سونو گرافی رحم و تخمدان ها رو رفتم . همسرم هم آزمایش آنالیز م ن ی رفته ولی هیچ مشکلی نداریم.

البته اوایل سال گذشته یک بار سونو رفته بودم و دکترم ( دکتر قبلی) معتقد بود من تخمدان های پلی کیست دارم و باید متفورمین و کلومفین بخورم تا حامله بشم. ولی وقتی جواب سونو رو به یه دکتر دیگه نشون دادم و وقتی گفتم دو سه روز مونده به پ ر ی و د سونو دادم ایشون گفتند کاملاً طبیعی هست و نیاز به اون دارو ها نیست. حرفشون هم بنظرم درست بود چون معمولاً سونو رو روز 12 تا 14 بعد پ ر ی و د انجام میدن. همه دفعه قبل و هم اینبار من بدون دارو حامله شدم ولی خوب البته عاقبتی نداشت.

بهمن امسال که سونوی قبا از بارداری دادم اندازه فولیکول  سمت راست تخمدانم 18 و سمت چپ 13 بود. البته سه ماه قبلش ( یک ماه بعد سقط قبلی) متفورمین خورده بودم. ولی دکتر گفت باید قطعش کنی.

این دوتا دکتری که دیروز رفتم اصلاً به  اندازه فولیکول های من توجه نمیکنند. نمدونم شاید ربطی نداره که توجه نمیکنند. ولی بنظر خود باید اندازه تخمک ها  برای باروری مناسب باشند.

مامانم میگه همه مشکلات تو از عصبی بودن و استرس داشتن هست. میگه اگه یکمی آرام باشی و به اعصاب خودت مسلط باشی این مشکل برطرف میشه. ولی استرس داشتن اصلاً دست خودم نیست.

محتاج دعای همه دوستای عزیزم هستم.  

 

+ نوشته شده در  87/04/30ساعت 15:38  توسط مامان آرتین  | 

چهارشنبه 12 خرداد قرار دکتر داشتم. یک ساعت مونده به اتمام ساعت کاری درد شدیدی زیر دلم پیدا شد. خیلی شدید بود و خونریزیم شروع شد. به همسرم تلفن کردم که بیاد دنبالم و بریم دکتر. بلافاصله سونو شدم و معلوم شد نی نی سقط شده. ولی هنوز بقایای حاملگی مونده بود. دکتر 10 روز مرخصی استعلاجی داد. یک قرصی هم داد که هر شش ساعت باید میخوردم تا هر چی مونده بود سقط بشه. با درد و گریان به خونه مامان رفتم. خیلی دلدلریم دادند ولی همه دلسوزها برا من دلشکسته مثل فحش بود. کمی که آروم شدم یکی از قرص ها رو خوردم. چشمتون روز بد نبینه. همه اعضای بدنم منتقص میشدند . هر چی تو معده ام بود ببخشید بالا اوردم با اینکه معده ام خالی خالی بود ولی استفراغ امونم رو برید. علاوه بر این قلب ، کلیه و سایر اعضای بدنم رو حس میکردم که منقبص میشدند. بیچاره مامان خودش با اون حالش نمیدونست چیکا ر کنه . با دکترم تماس گرفتند و گفت باید تحمل کنه. ولی درد و انقباضات طوری بود که تحملش غیر ممکن بود. با یکی از دوستای همسرم که فوق تخصص داروسازی میخونه تماس گرفتیم. اون  گفت احتمالاً بدنم به اون دارو حساسیت داده و بهش واکنش نشون میده . بالاخره تصمیم گرفتیم که نخومش. 10 روز رو خونه مامان بودم و مامان مثل یه پروانه دورم میچرخید. دلم برای خودم خیلی سوخت. چه برنامه ها و نقشه هایی داشتم. چقدر مامان  و خواهرم از شنیدن حامله شدنم ذوق کرده بودند و برنامه ریزی کرده بودند.

چقدر درد کشیدم هم جسمس و هم روحی. ولی خوب کاری نمیشه کرد جز شکر داده ها و نداده هاش. خودش داد و خودش هم گرفت. حتماً حکمتی بوده . بقول بزرگان خدا هم درد  میده و هم درمان.

من همه آزمایش هایی رو که لازم بوده قبل از اقدام به بارداری رفتم و همه چی نرمال بود. فقط آزمایش روماتیسم رو نرفته بودم. دکتر برا م آزمایش روماتیسم داد و برای همسرم آنالیز م ن ی. سه شنبه جواب ها رو میگیریم و چهارشنبه به دکتر نشون میدیم. تصمیم دارم جواب آزمایش رو به چند دکتر سرشنای و قدیمی هم نشون بدم.

میخوام مراحل تشخیص و درمان رو مو به مو اینجا بنویسم.. شاید به درد کسی بخوره. البته امیدوارم به درد هیچ کسی نخوره . منظورم اینه کسی مثل من نشه.

محتاج دعاتون هستم تا ود وضع روحیم بهتر بشه و بتونم با آرامش به درمان برم..

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:21  توسط مامان آرتین  | 

دوباره اوایل تیر ماه دردی رو زیر دلم داشتم و البته باز هم  ل ک ه ب ی ن ی رو داشتم. یکشنبه رو مرخصی گرفتم و به دکتر رفتم. دوباره سونو نوشت ولی از شانس بد من باز ج ن ی ن دیده نشد. فقط س ا ک ح ا م ل گ ی بود البته قطر ش از 9 به 16 افزایش یافته بود. احتمال پوچ بودن زیادتر شده. قرار شد یک هفته بهش فرصت بدیم. اگه تشکیل شد که خدا رو هزار مرتبه شکر ولی اگه نشده باشه باید ک و ر ت اژ بشه. البته دکترم گفت تو این هفته خودش خود بخود س ق ط میشه. دکتر نتونست دلیل این اتفاق رو توضیح بده. چون من همه آزمایشات قبل از حاملگی دوباره بعد از سقط رو رفته ام و همه طبیعی بودند. فقط آزمایش ژنتیکی رو نرفتم.

 امروز درست یک هفته گذشته ولی من هیچ دردی ندارم. ولی ل   ه ب ی ن ی لعنتی رو هنوز دارم. . جرات ندارم به دکترم برم. نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

راستش رو بخواهید میترسم. با این میدونم 80% پوچ هست ولی از اطمینان کاملش وحشت دارم.  از س ق ط دوباره وحشت دارم.

هیچ کس نمیتونه شرایط منو درک کنه غیر از یک دوست عزیز که سه بار این تجربه رو داشته ولی حالا  دو تا پسر تپل مپل ناز سالم سالم داره. امروز باهاش صحبت کردم. دکتر دوست من تشخیص داده بوده که بخاطر غلظت بالای خون مادر ج ن ی ن نمیتونه تغذیه کنه و رشد نمیکنه. دوست من 6 ماه قبل از دوباره حامله شدن آسپرین خورده و نتیجه گرفته.

این روزها اوضاع روحی مناسبی ندارم. . با کمترین حرفی دلم میشکنه و به گریه می افتم. گاهی بشدت از خودم متنفرم میشم ولی بعد دلم به حال خودم میسوزه. منی که عاشقانه همه بچه ها رو دوست دارم امکان داره هرگز نتونم خودم بچه ای داشته باشم. البته همسرم زیاد بچه دوست نیست و  بنظر اون بچه داشتن یا نداشتن زیاد مهم نیست. البته مطمئن نیستم شاید بخاطر من این حرف ها رو میزنه.

این روزها کاملاً نا امید شدم. گاهی فکر میکنم اگه نی نی رشد کرده باشه با این همه ناراحتی من شاید مشکلی براش پیش بیاد. نمیدونم . تو بد برزخی گیر افتادم.

از طرفی هر کاری میکنم نمیتونم خودم رو راضی کنم که زودتر به دکتر برم. . هی به خودم وعده چهار شنبه رو میدم.  سعی میکنم بیشتر استراحت کنم. بعد از ساعت کاری هر روز به خونه میرم  و استراحت میکنم. غذا رو هم مادر خودم یا مادر شوهرم میفرستند. همه کارهای خونه رو هم همسرم انجام میده. از امروز تصمیم گرفتم چند روز خونه مامان برم. . شاید با بودن با اونا کمی اوضاع روحیم بهتر بشه.

خواهش میکنم دعا کنید تا منم نی نی سالم داشته باشم. اینبار اصلاً دوست ندارم س ق ط بشه اصلاً. الان اگه نی نی باشه وارد ماه سوم شده. خدایا تو رو قسمت میدم به مهر مادری اینبار رو مثل دفعه گذشته نکن.

+ نوشته شده در  87/04/09ساعت 14:1  توسط مامان آرتین  |